حسين قرچانلو
27
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
مكتب عراقى و جغرافيانويسان مشهور اين مكتب در اين مكتب آثار ابن خرداذبه ، يعقوبى و مسعودى از دو لحاظ با تأليفات ساير جغرافيانويسان همين مكتب تفاوت دارد : نخست اينكه از روش تقسيم زمين به چند اقليم تبعيت كردهاند ، و ديگر اينكه عراق را با ايرانشهر يكى شمرده و در تقسيمات جغرافيايى خويش آن را مركز قرار داده و كار تأليف خود را از آنجا آغاز كردهاند . به نوشتهء مسعودى عراق در ميان اين اقليمها اقليم چهارم است ، پس برگزيده و اشرف نقاط زمين و سرگل ايرانشهر است . « 1 » بيرونى نيز هفت كشور يا اقليم را كه به هفت دايرهء مساوى تقسيم شده معرفى كرده « 2 » و اقليم مركزى آن را كه شامل خراسان ، فارس ، جبال و عراق بود ، ايرانشهر ناميده است . وى مىنويسد : آبادانى زمين ، از جهت سياست و گسترش فرمانروايى ، به هفت پارهء گرد برابر تقسيم شده ، بدانگونه كه شش دايرهء برابر ، دايرهء هفتم برابر با آنها را در ميان مىگيرد و سبب اين گونه بخش كردن ، آن است كه پادشاهان بزرگ در ايرانشهر جايگاه داشتند كه عراق و فارس و جبال و خراسان است و از ايشان [ پادشاهان ] بعضى در آغاز روزگار و پيش از آنكه مردمان در همهجا پراكنده شده باشند ، بر همهء اين كشورها چيره بودند و ناگزير بايستى در ميانه جاى گيرند تا راه رسيدن به آرزوها براى ايشان هموار شود و آنچه را كه مىخواستند به چنگ بياورند . « 3 » بنابراين اين گونه تقسيمبندى هيچ ارتباطى با وضع طبيعى و جغرافيايى يا خصوصيات نجومى نداشته است ، بلكه بيشتر بر تغييرات سياسى يا اختلافات نژادى و زبانى متكى بوده است . « 4 » با تأسيس بغداد به عنوان پايتخت دولت عباسى طبعا عراق در جهان اسلام اهميت سياسى يافت ؛ بهطورى كه ابن خرداذبه عراق را با ايرانشهر برابر گرفت و ناحيهء سواد كه در زمانهاى گذشته دل ايرانشهر ناميده مىشد ، در تقسيمبندى جغرافيايى وى مركزيتى پيدا كرد . او كتاب خود را با وصف سواد آغاز كرده است . « 5 »
--> ( 1 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 36 . ( 2 ) . التفهيم ؛ ص 197 - 200 . ( 3 ) . تحديد نهايات الاماكن . . . ؛ ص 109 و 110 . ( 4 ) . همان ؛ ص 110 . ( 5 ) . المسالك و الممالك ؛ ص 5 .